الملا فتح الله الكاشاني
219
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كلام بر اين نهجست كه ان كلماته لا يفى بكتبها البحار فكيف به كلمه كما قال صاحب الانوار ايثار جمع القله للاشقار بان ذلك لا يفى بالقليل فكيف بالكثير و در بعضى روايت آمده كه سبب نزول اين آيه آن بود كه مشركان مكه گفتند زود باشد كه وحى از محمد ( ص ) منقطع شود بجهة آن ما آسايش يابيم حقتعالى به اين آيه اعلام پيغمبر خود نمود كه كلام من هرگز فانى نشود و بعد از آن بجهة رد جماعتى كه بسبب كثرة عدد خلايق استعباد ميكردند در بعث جميع آنها بيان كمال قدرت خود ميفرمايد در بعث همهء آن بقوله * ( ما خَلْقُكُمْ ) * نيست آفريدن شما اى اهل مكه * ( وَلا بَعْثُكُمْ ) * و نه برانگيختن شما بعد از مرگ * ( إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ ) * مگر مانند آفريدن و برانگيختن يك تن زيرا كه وجود كل و جزء را كافيست تعلق اراده واجبه او يا قدرت ذاتيه او كما قال إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناه أَنْ نَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ يعنى حقتعالى بالات و ادوات و اعانة مدد كاران محتاج نيست بلكه بكلمهء كن صد هزار عالم ايجاد كند و در بعث اموات به ترتيب مقدمات احتياج ندارد بلكه اسرافيل را فرمايد كه بگو بر خيزيد اى اهل قبور از قبرهاى خود و بيك دعوت او همهء خلايق از قبرها بيرون آيند * ( إِنَّ اللَّه سَمِيعٌ ) * بدرستى كه خداى تعالى شنوا است همه مسموعات را * ( بَصِيرٌ ) * بينا به همه مبصرات و ادراك او ببعضى از بعضى ديگر باز نميماند پس خلق بعث نيز همچنين است مراد آنست كه هم چنان كه همه مسموعات و مبصرات نزد او يكسانست و ادراك هيچكدام از آن مانع ادراك غير آن نميشود همچنين خلق و بعث بعضى مانع خلق و بعث بعضى ديگر نميگردد بلكه همه در حكم واحدند به جهت آنكه قدرت ذاتيه نسبت بجميع ممكنات از واحد و جمع و قليل و كثير على السويه است و اگر نه ترجيح بلا مرجح لازم آيد و اين محالست پس جمله خلايق را بيكدفعه زنده گرداند كه يكى از ديگرى وى را مشغول نگرداند و از مقاتل مرويست كه كفار قريش ميگفتند حقتعالى ما را خلق فرموده باطوار متعدده و بمرات متعاقبه كه آن نطفه است و علقه و مضغه و لحم پس چگونه در آخرت در يك ساعت و يك دفعه همه را زنده تواند ساخت حقتعالى به جهت رد قول ايشان آيه مذكور را انزال نموده و بعد از آن صحت آن را مدلل ساخت بدلايل قدرت خود كه مشاهد همه كسست و فرمود * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نديدى و ندانستى * ( أَنَّ اللَّه ) * آن كه خداى تعالى * ( يُولِجُ اللَّيْلَ ) * در ميارد ظلمت شبرا * ( فِي النَّهارِ ) * در روشنى روز و اينوقتيست كه شب درآيد * ( وَيُولِجُ النَّهارَ ) * و داخل ميگرداند روشنايى روز را * ( فِي اللَّيْلِ ) * در تاريكى شب زمانى كه روز بديد آيد و يا در مقادير آن كم و زياد مىكند * ( وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ) * و رام كرد آفتاب و ماه را كه سبب